نكوهش کودکان | 0 | 1397/06/022
كودكان از خردسالی با نظرات هم مخالفت می کنند که گاه به دعوا ميكشد. چون چنین کودکی، قبل از ورود به جامعه، خواهر یا برادری دارد که با او اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دارد و با درگیری هایی روبرو می شود که باید سعی کند آنها را حل کند. هرچند بسیاری از والدين از این دعواها هراس دارند اما باید به فرزندان خود اجازه رویارویی با چنین مشکلاتی را بدهند. بچه ها با هم دعوا می کنند. به همین سادگی. این رفتار کاملاً عادی است. اكثر والدین نمی دانند چه زمان باید در دعوای کودکان دخالت کنند و چه زمانی دخالت نکنند. بچه ها ممکن است به دلایلی که واقعاً غیرمنطقی به نظر می رسند با هم دعوا کنند. دلایلی که ممکن است حتی برای والدین خنده دار باشد.اما به نظر بچه ها دلایل خوبی برای دوست شدن یا دعوا کردن با همدیگر است. دعوا ، کودکان را برای آینده آماده می کند. اگر دعوا یا بحث میان کودکان، کلامی بود، بهتر است والدین و بزرگ ترها دخالت نکنند.البته با این احتیاط همراه باشد که دعوای آنها هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) را به همراه نداشته باشد. در این موارد ذكرشده حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه ها فقط کل کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه ها و آشتی کردنشان را به تعويق می اندازد. خیلی وقت ها دعوا کردن بچه ها راهی برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. مثلا عده ای همیشه به فرزند کوچک تر می گویند که: « احترام به خواهر و برادر بزرگتر واجب است.» یا به فرزند بزرگ تر می گویند که: «چون تو بزرگتر هستي بايد كوتاه بياي.» با این کار، کودک نسبت به والدین خود احساس منفی پیدا می کند. اگر جنگ و دعوای کودکان، به كتك كاري کشیده شد، قبل از آسیب رساندن به خودشان یا وسایل، آنها را از هم جدا کنید. بهتر است هر کدام از آنها نیم ساعت در محیطی جدا از هم بمانند و اجازه هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند. بعد از نیم ساعت، هم به آنها بگویید اگر دوباره دعوا کنند، دیگر اجازه بازی ندارند. کودکان از مشاهده های خود، مطالب زیادی در ذهن ثبت می کنند. بحث یا دعوا میان والدين در حضور کودکان، باعث الگوپذیری آنها می شود. در درجه اول باید خودمان و شیوه روابطمان را اصلاح کنیم و بعد، انتظار چنین رفتارهایی را از کودکان خود داشته باشیم. در بعضی موارد، والدین، رفتار غلط را به کودک خود آموزش می دهند. مثلا وقتی فرزندشان به خانه می آید و تعریف می کند کسی او را زده است، کودک را تحقیر می کنند و به او یاد می دهند که اگر کسی تو را زد، تو هم باید او را بزنی. اين يك آموزش اشتباه مي باشد. در دعواها دنبال مقصر نباشيد: یکی از مشكلاتي که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. در دعواهای کودکان به دنبال مقصر نباشید. مجازات بچه ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه ها از بین ببرید. نقش آموزش در دعواي كودكان بچه های کوچک نيز مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را می فهمند و آن را به درستی درک می کنند. درمورد دعوا کردن و راه های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی مثل بایدها و نبایدها برای حل مشکلات تعیین کنید. از آنها بخواهید ایده های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهای پيشنهادي تعجب كنيد ولی آنها خودشان خوب می دانند که چه چیزی برایشان بهتر است. با توجه به اينكه بیشتر خانواده ها، وعده شام را در کنار هم صرف می کنند، زمان مناسبی است که هر کدام از اعضا در مورد خودشان حرف بزنند. پدرومادر می توانند غیرمستقیم به کودکان خود بیاموزند که چگونه می توان عصبانیت را کنترل کرد. مثلا مادر می تواند ماجرایی در مورد اینکه چگونه ناگهان از کسی عصبانی شده اما سعی کرده خودش را از محیط دور کند تا درگیری پیش نیاید، تعریف کند. این کار غیرمستقیم به کودکان آموزش می دهد که چگونه خشم خود را کنترل کنند. برای بچه های کوچک تر (زیر ۱۰ سال)، می توان از روش قصه خوانی یا عروسک بازی برای آموزش غیرمستقیم استفاده كرد. مهم اين است که به کودک اجازه بدهیم از ذهنش کمک بگیرد و راه حلی به او ندهیم. این کار روش خوبی برای آموزش کودکان است. می توان به کودک گفت حالا از راه حل خودت در دعوای با خواهرت هم می توانی استفاده کنی. با اين روش احساس آرامش می کند و به کمک راه حل خودش، موضوع را حل خواهد كرد.